{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان گناه عشق❌🍷

رمان گناه عشق❌🍷
پارت:۹۰



(چیه منتظر رمانی؟ پاشو خودتو جمع کنناا. یک هفته دیگه باید بری مدرسه اون موقع من میدونم با شما و رماننن--شوخی کردم. خیلی بامزه شدم🤭🤭😂😂😤)


که نیکا آویزون بر گردن متین دارن از پله ها میان پایین. خاک برسر جفتشون. خوبه عقد نکردن. وگرنه الان یه سه چهار تا بچه ای داشتن.
خاک تو سر منحرفممم😂😂🤭

مثل اینکه خیلی گرمه صحبت و حال خودشون هستن متوجه ی من نمیشن.
منم با یک تک سرفه ای حضور خودم را اعلاب میکنم.

دیانا: اهم اهم(مثلا سرفه کرد. مثلااااا)
نیکا: اوا خاک تو سرم اینجا بودی؟
دیانا: با اجازتون.
متین: دختر خوب نیست مانع عشق بازی های ما بشیاا.
دیانا: یه جو حیا نداری.
متین: نه که تو حیلی با حیایی.
دیانا: حداقل از تو بهترم... نیکا جان احیانن نمیخوای بیای پایین از گردن متین؟
متین: به تو چه؟ خوبه تا همین دیشب داشتی تو بیمارستان میبردی حالا واسه من زبون درازی میکنی.
دیانا: متین کاری نکن کیفم از پهنا بکنم. تو ماتحت مبارکتاااا.
متین: اون موقع دیگه نه من بابا میشم نه تو عمه.
دیانا: خجالت بکششششششش(باداد)
متین: آخخخخخخخخ گوشم. دیانا بدبخت اونی که تورو میخواد بگره. واقعا بدبخت میشه.
دیانا: دلشم بخواد دختر به این خوشگلی. خوشگل نستم که هستم. خوش هیکل نیستم که هستم. پول درنمیارم که درمیارم. مهربون نیستم که هستم. باهوش نیستم که هستم......
متین: اوووو بسه بسه. چقدر آبشن داشتیو ما خبر نداشتم.

.........؟...........؟.........
دیدگاه ها (۲)

ادیتم از متینکا😘❤ ...

اینم چالش موزیکورژن جدید😘🥺خیلی ممنون از فالوورای گلم که کمکم...

رمان گناه عشق❌🍷پارت:۸۹ارسلان: ممنون. همین خیلی سرد بدون اینک...

سلام عشقام💕ببخشید عزیزانم این چند وقت زیاد کار دارم.دارم برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط