{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطره ای از شهید حسن یزدانی

خاطره ای از شهید حسن یزدانی
از ایستگاه حسینیه راه افتادیم
که به طرف خرمشهر برویم ،
بین راه بودیم که صدای اذان بلند شد ،
حسن گفت : نگه دار ، همین جا نماز بخوانیم ، همان جا ، کنار جاده به نماز ایستاد .
یاد و خاطره تمامی شهدای گرانقدر گرامی باد
جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شادی ارواح طیبه شهدای گرانقدر صلوات
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۰)

روایت پدر شهید از احترام خاص حاج قاسم به خانواده شهدا یاد و ...

شهید عمر چرویده درسال ۱۳۶۴درروستای مخین ازتوابع بخش قطور دری...

شهید_جهاد_مغنیه سردار سلیمانی او را الگوی جوانان عرب می دانس...

رهبر معظم انقلاب :این را همه ی دنیا قبول کردند که آمریکا در ...

فرماندهان ما فرماندهان شهادت وپیشمرگان مردمند 🇮🇷😢❤👐💢یادو خاط...

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط