{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رد شد از کوچه ی ما خانهی ما ریخت بهم

رد شد از کوچه ی ما، خانه‌ی ما ریخت بهم

یک نظر کرد مرا کل مرا ریخت بهم

(من ملک بودم و فردوس برین...) اما او

بوسه ای داد به من، عرش خدا ریخت بهم
دیدگاه ها (۲)

من که کاری به کار کسی نداشتم !انتهای خیابان پاییـزنشسته بودم...

سݪامتے رفیقامــــــــــ ڪہ امشب واسشون از مرگ و...

اگـر مےدانـسـتے...بـراے دو دقـیقـه شنـیدن صـدایـت... چـه هــ...

این شعر را نخوان ! واژه هاےَ ش طعمِ اشک مے دهند ... مےترسم ت...

از خدا می طلبم تا دلتان شاد شود خانه ی کل خلایق همه آباد شود...

‌کاش می شد برای همیشه رفت ؛به سکوت و آرامش یک خانه ی روستایی...

چندشاتی جونگکوک(پارت۸)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط