رد شد از کوچه ی ما، خانه‌ی ما ریخت بهم

رد شد از کوچه ی ما، خانه‌ی ما ریخت بهم

یک نظر کرد مرا کل مرا ریخت بهم

(من ملک بودم و فردوس برین...) اما او

بوسه ای داد به من، عرش خدا ریخت بهم
دیدگاه ها (۲)

پدرم نیست ...

عاشقانه های شبنم

🍃🌱 #باران می‌بارداین عطر تن توست که می‌پیچدخدا باران را برای...

⁨آنچه از عقل کِشیدم دو عدد دندان بودچند چیز است که باید سر د...

مجنون از راهی میگذشتجمعی نماز گذاشته بودندمجنون از لا به لای...

بچه ها میخوام موهام رو رنگ کنم بین همین رنگ و آبی موندم بهم ...

عاشقانه های شبنم

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part43سعید:خوب میشنومنمیدونم چرا ی دفعه بغضم ...

در دوره پهلوی، هیچ رئیس کاروانی جرأت نمی‌کرد نام مرا برای حج...

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط