{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من هنوز توی خودم کودک میشوم و سرم را میگذارم روی پاهای خو

من هنوز توی خودم کودک میشوم و سرم را میگذارم روی پاهای خودم. . .!!!

به یاد روزهای پنج سالگی با عروسکی که موهایش سبز بود و پراهنش آبی و من انقدر برای جفتمان شعر میخواندم که خواب میرفتم. . .!!!

مدام کودک میشوم و بزرگ میشوم. . .

مدام مرور میکنم و باز میخوانمش. . .

میدانم!!!

خوب هم میدانم ، سخت گیری این روزها شاید به جبران روزهایی است که. . .

آسان گرفته ام همه ادم ها را. . .!!

کنار امده ام با همه کم بودن ها. . .!!

گذشته ام از کنار کاستی ها. . .!!

اسان بخشیده ام و چشم پوشیده ام. . .!!

و راحت هم باخته ام خیلی وقت ها!!. . .

وقتی خیلی شل بگیری ، اینجور که من از ان طرف بام افتاده ام ، باختن هایت را جدی نمیگیرند!!!

جوری می بینندت که انگار خیلی هم برایت مهم نبوده!!

انگار همیشه توانش را داری تا دوباره برگردی سر خط. . .!!

چه میشود کرد؟؟!

انسان است و نسیان !!!

یادش میرود که چقدر لازم دارد محترم انگاشته شود!

اما من ، همچنان آرامم !!

در این آرام بودنم خیلی فکر میکنم به خیلی چیزها!!

علی الخصوص به این چند روز. . .!!

این هفت روز. . .!!

هفت روز یعنی :

هفت فرصت ، هفت حال مختلف ، هفت سرنوشت شاید هم بیشتر. . .!!!

دستاورد این هفت روز این است :

"ادم ها به مهر بیشتری نیاز دارند ، مهر بیشتر. . . چه بورزند ، چه دریافت کنند".

***دلارام***
دوشنبه
1392/10/30
دیدگاه ها (۱۱)

من یه دخترم که اغلب حقم پایمال میشه. . .من یه دخترم که اگه ب...

رفیق ، ببین !!واسه دوستی حد و مرز تعیین نکن!!واسه دوستی تا ا...

دوسش داری؟؟حس خوبیه همیشه کنارته؟؟با کدوم اسم قشنگ صداش میکن...

تو میتوانی . . .روسری نصفه نیمه ات را هی برداری و دوباره بگذ...

پارت ۵۸:انتهای جاده(جونگ کوک)نگاه خیره ام رو به جاده های نور...

____[Stirring Ashes]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط