{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سراغ من را

سراغ من را
از چشم هایت بگیر
همه چیز؛
زیر سر آنهاست
بپرس ؛
چه دیدند در من که تورا
تا بےنهایت؛
خواستنے کرده اند براے دلم!
حواسم پرتِ چشمهایت بود
دلم را ربود
و گذاشت میانِ پلکهایش
و مرا به اسارت برده است
فداےِ خنده هایت
حالا که ربوده اے
مراقبش باش
پس دادنش
پیشکش
دیدگاه ها (۱)

اگر خریدنےبود...مےخریدم!براےمادر ، کمےجوانےبراےپدر ،عمر دوبا...

میدانے؟من به همه ے زنهاےِ این شهر مشکوکم.آهسته از کنارم میگذ...

به یاد آوردم کههمه ما به خونه ش اومدیمو اونو قضاوت کردیم در ...

هزاران صداے پنهاندرمغزمدیوار استخوانے را مے کوبند.در حسرتمآن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط