{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان دادن این شمع را، یک خانه می دید

جان دادن این شمع را، یک خانه می دید
چشمان گریان مرا، پروانه می دید
تن سوخت، دل آتش گرفت، از ماتم عشق
ای کاش، این بیهوده را، جانانه می دید
دیدگاه ها (۱)

نفرین گل سرخبر این شرم که نگذاشتیک بار به پیراهن تو بوسه بکا...

هزار آتش و دود و غم است ونامش عشقهزار درد و دریغ و بلا ونامش...

برگ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بوددست های خویش و دامان تو ...

من آن شبگردِ تنهایِ خیابانهایِ تهرانمپریشان خاطرم، آشفته‌ام،...

تا دل نشود عاشقدیوانه نمی گرددتا نگذرد از تن جانجانانه نمی گ...

یار را بین شمع دل افروز ز کاشانه ای کیستجان ما سوخت بپرسیدکه...

یک شهر مرا زیر لبش زمزمه می‌کردجانا تو بگو با من دیوانه چه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط