{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدی با تاب گیسو تا که بی تابم کنی

آمدی با تاب گیسو ،تا که بی تابم کنی
زلف را یکسو زدی،تا غرق مهتابم کنی

آتش از برق نگاهت ریختی بر جان من
خواستی تا در میان شعله ها آبم کنی
دیدگاه ها (۲)

گر دلیل عشق می خواهی زمن پروانه شوتا بگردم شمع را هر چند حاش...

نم نم ِ سنتور ِ باران کوک با چشمان ِ توست پلک برهم میزند هر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط