{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جبر از آغازِ جهان مسئلـه ی تلخی بود...

جبر از آغازِ جهان مسئلـه ی تلخی بود...


اختیار آمد و مجبور به مجبور شدند
دیدگاه ها (۱)

گاهی بایدچترت را ببندی ؛بگذاری بارانآتشی را که در قلبت روشن ...

می خواستم غزل بنویسم، قصیده شدجانم فدایِ "قدِّبلندت"، نگو چر...

یک لحظه... به من فکر کن ....خجالت نمی کشی دوستم نداری...

مَـن شـادتـَریـندختـر غمگیـن جهانَـم !

چگونه شیرین بنویسم تلخی این جهان را...؟💔🖤

« وقتی که رفتی از تو چه پنهان دلم ....گرفت »

📚باغ خدا، دست خدا، چوب خدا!مردی در یک باغ درخت خرما را با شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط