{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

786

786


هر زمانی در گلو بغضی سیاحت می کند

کار ما را گریه بر ارباب راحت می کند ...

گر چه شیرین است جان و زخم بر او ناگوار
روضه ات تن را نمک گیر جراحت می کند



#س.ر.هاشمی ...
دیدگاه ها (۵)

زن سرنوشت ساز

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

Between Sleep and Breath

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش سوم_توی راه‌پله دستی روی ش...

پارت ۳۰ته‌سوک از جایش بلند شد. حرکتش آرام بود، اما آنقدر سنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط