HAMID.JOKER===>
HAMID.JOKER===>
تو هم دستانت را دراز کن
برای گرفتن کمی مهربانی
چه ها که نمیکشی
به مرگ قسم
و
به رویا سوگند
این روزها عجیب تاریکند
گویا خورشید بدذات بزدل هم با ماه به قرار نشسته است
پووف
چه خیال خامی
باور کن
کومه ام تاریک است
باور کن قید آبرو را هم نزده ام
باور کن منم دل تنگ میشوم
دل تنگ دستانی که زبریشان صورتم را بدرد
من پا روی احساس میگذارم و
دست به دامان سرنوشت میشوم و پی تدبیری هستم
که دگر فرار نباشد
یا لا اقل کسی را بیابم که
مرا هر چند اندک اما از روزگار منجلاب مانند باروت سان زندگی بکشد بیرون
.
.
آه
متن از خودم بود
حیف شد خوب نشد بیخیال
تو هم دستانت را دراز کن
برای گرفتن کمی مهربانی
چه ها که نمیکشی
به مرگ قسم
و
به رویا سوگند
این روزها عجیب تاریکند
گویا خورشید بدذات بزدل هم با ماه به قرار نشسته است
پووف
چه خیال خامی
باور کن
کومه ام تاریک است
باور کن قید آبرو را هم نزده ام
باور کن منم دل تنگ میشوم
دل تنگ دستانی که زبریشان صورتم را بدرد
من پا روی احساس میگذارم و
دست به دامان سرنوشت میشوم و پی تدبیری هستم
که دگر فرار نباشد
یا لا اقل کسی را بیابم که
مرا هر چند اندک اما از روزگار منجلاب مانند باروت سان زندگی بکشد بیرون
.
.
آه
متن از خودم بود
حیف شد خوب نشد بیخیال
- ۱.۲k
- ۱۳ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط