اینجا گلوگاه تاریخ استاینجا نقطه ایست که من و توتوی چا

اینجا گلوگاه تاریخ است.اینجا نقطه ای‌ست که من و تو،توی چاله ای که دست سرنوشت برایمان کنده می‌افتیم.اینجا روزگار با خون خواهران و برادرانم برای آینده خط و نشان می‌کشد.اینجا جهنمِ ساخته دست بشر است.
رفتیم که بسازیم‌.رفتیم که بجنگیم.پنداشتیم که می‌شود.که می‌توانیم.می‌دانستیم شاید نشود.می‌دانستیم شاید ببازیم.گفتیم بالاتر از سیاهی رنگی نیست ولی...خداوندا بالاتر از سیاهی رنگ خون بود‌.رنگ سوگ.اینجا یک قدمی نقطه پایان است ولی‌‌....
یک سیب هزارچرخ می‌زند تا بیوفتد.شاید ورق برگشت.شاید خورشید تابید
دیدگاه ها (۰)

اینجا همون نقطه‌ای بود که ایرانی دیگه نتونست با‌مزه باشهتسلی...

خوردیم چو گنجشک به دیوار بلورین پنداشته بودیم که این پنجره ب...

که می‌دمد سپیده دم دوباره بر فراز ایران منچو بشکند طلسم شبدو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط