فقط بخون.اسم محمد.28ساله.وشغلم بنایی.2ساله ازدواج کردم مس
فقط بخون.اسم محمد.28ساله.وشغلم بنایی.2ساله ازدواج کردم مستاجرهستم.چون کمبودکاربودبه تهران رفتم.شدم کارگرساده یاواضح بگم همال،دوسنداشتم خانومم بافقرروبروشه،یروزمشغول کاربودم زنم زنگیدوگفت دیروزگوشیم سوخت.الان دیگه گوشی ندارم.منم زودبراش پول فرستادم تاگوشی بخره،پسرایی که کنارم کارمیکردن ازبرنامه ای ب اسم لاین می حرفیدن، دوستم اسرارکردکه توهم لاینتو وصل کن.پره دختره،ولی یادزنم افتادموبیخیالش شدم،ولی بازبااسرار،دوستام لاینمونصب کردن.منم که دیدم اونامیگنومیخندن نگاهی به لاین انداختم،تابازشدتصویرنافرجامی دیدم.عکس زنم که تولاین بود،باخط دیگم ادش کردم وتاچن روزپستاشولایک میکردم.تااینکه یروزتوپستش نوشت فرداولنتاینه نمیدونم واسه عشقم چی بخرم،منم واسش کامنت گذاشتم"اون تورو همینجوری که هستی میخادو عاشقته، بهم خندیدوگفت:مرسی،خیلی خوشحال بودم.کبودیهای دستموکوبیدگی بدنموفراموش کردم،فرداش بهم زنگیدوپول خواست.فرستادم وخیلی کنجکاوبودم که چی میخوادبخره.اون روزرسیدباخوشحالی لاینوبازکردم.عکس ی پسرودیدم باکت قهوه ای.ک زیرش نوشته کتی ک واسش خریدم قشنگه؟ منم عکس بالباس کارگری گرفتمونوشتم.عشقم عشق جدیدت مبارک
- ۶۶۵
- ۳۰ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط