آغوشت آتشی است
آغوشت آتشی است
که در التماس انگشتانت گونه هایم گل می اندازد
آغوش تو جنگلی است
که رودخانه های طویلش از من می گریزند
و درختانش لانه کبوتران در خواب را به باد می سپارد
وکویری که آب از آن نمی چکد
بر لبان رسیده ام
که برای نوشیدن دندان هات ترک برداشته است
آغوشت
کوهستانی را به یادم می آورد
که با بهمنی از بوسه های یخ زده
به آن سرازیر می شوم
ودر تجربه بهاری گرم و بی آغوش
سردم می شود
که در التماس انگشتانت گونه هایم گل می اندازد
آغوش تو جنگلی است
که رودخانه های طویلش از من می گریزند
و درختانش لانه کبوتران در خواب را به باد می سپارد
وکویری که آب از آن نمی چکد
بر لبان رسیده ام
که برای نوشیدن دندان هات ترک برداشته است
آغوشت
کوهستانی را به یادم می آورد
که با بهمنی از بوسه های یخ زده
به آن سرازیر می شوم
ودر تجربه بهاری گرم و بی آغوش
سردم می شود
- ۴۸۴
- ۱۰ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط