{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من فقط روزنامه ای بودم

من فقط روزنامه ای بودم
بینِ انبوهِ دسته بندی ها

"مرگ" در صفحه‌ی حوادث بود
"زندگی" در نیازمندی ها

#ياسر_قنبرلو
دیدگاه ها (۱)

با دست آب خوردنِ من نیتش شفاستیک روز دست‌های مرا او گرفته بو...

در نمازم قبله‌گاهمطاق ابروهای توستاینقدَر این قبله را بالا و...

به همّت خدماتِ فشار در متروزن غريبه تو را خواهر تنى شده است!...

جایی بین آغوشِ باز مرگ و آغوش بسته ی زندگی پنهان شده بودم:))...

و اگر زندگی من یک کتاب بود، صفحه‌ی 'تو' گوشه‌ای خمیده داشت.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط