{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انقدر گریستم ....

انقدر گریستم ....



که....
چشمانم فریاد میزنند...


بس است دیگر احمق
به کویری تبدیل شده ام و حال ....


باز هم گریه ....
دیدگاه ها (۳)

چشم به انتظار یک ندا بودم از او و او گفت برو شاید بهتر شدی

ایا این چشم چه قدز میتواند بگرید دیگر تاب ندارد...

کاشکی یه جرعه وجود داشت...

خخخخ

«او نیازی به فریاد زدن ندارد؛ حضورش در مراسم، سکوت را به شکو...

در حال نگاه کردن این سریالم 💔سر اینجا که دختره افتاد انقدر گ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط