دلم میخواهد

دلم میخواهد
"عڪاس" باشم
و "ڪرشمه‌ی" چشمانت را
به جهان "مخابره" ڪنم ،،
"آهنگر" باشم
و از تیزے "نگاهت" شمشیر
و از "خم" ابروانت" خنجر بسازم
نقاش باشم
و طرح "لبخندت" را
بر سر در شهر قاب ڪنم،،
شاعر باشم و شعرِ ڪوتاهم
بلندے "گیسوی" تو پباشد
و رسالت عشق "حیرانیش"
اما "عاجزم " و عاجزان را
"رمق" هنرمندے نیست
"ولگرد" خیابانے میشوم
مے مینوشم
و مستانه مست میڪنم
در آغوشت میڪشم
لبانت را خیس و محڪم مے بوسم
تو بخند و بگو "دیوانه " است ،
بی خیال ،

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌
دیدگاه ها (۱۰)

به لهجه ی دو بیتی ام سرودمت نفس نفسبه لفظ عشق گفتمت، نه لُر ...

خورشید من از پنجره تا سر بزنددل مثلِ شبِ خاطره پرپر بزنداز س...

با رفتنت نشد به دلم غم نیاورمباید دوباره سعے ڪنم ڪم نیاورمبا...

بگذار دلتنگت شوم گاه به گاهی بگذار از یادت بسازم تک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط