{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنان به گوش من از عشق بی‌ملاحظه خواندی

چنان به گوش من از عشق بی‌ملاحظه خواندی
که رفته‌رفته مرا هم به دام عشق کشاندی

چقدر غنچه حسرت، چقدر خواب تمنا
که از لبت نربودم، که از سرم نپراندی

بدون آنکه بخواهی، خدای من شده بودی
بدون آنکه بدانی، مرا به شکر نشاندی

صدای دلهره بودم، چرا مرا نشنیدی؟
غبار خاطره بودم، مرا ز شانه تکاندی

مگر نگفتی از اول که پای عهد بمانیم؟
چه گویمت که بریدی! چه گویمت که نماندی!♥️🥀
دیدگاه ها (۰)

می خواهی قضاوتم کنی !؟"کفش هایم را بپوش""راهم را قدم بزن ""د...

كل صباح لا يشرق صوتك فيهليل منفي كئيبيصير فيه الاسبوعسبعة قر...

ألا ليتَني في آخر الليلِ نسمةٌ بصدرِك تعلو.. تختفي.. تتَأرْج...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط