{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺯﯼ

ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺯﯼ
ﮐﺎﺭ ﻓﺮﻫﺎﺩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺲ
ﺩﻝ ﺑﻪ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺩﺍﺩدﻭ
ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭽﮑﺲ
ﻣﻬﺮاﻣﺮﻭﺯﯼ
ﻓﺮﯾﺒﯽ ﺑﯿﺶ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺣﯿﺮﺍﻥ
ﮐﻪ ﺍﺻﻞ ﻋﺸﻖ چیست ...
-ناشناس ✒
دیدگاه ها (۱)

هرچه بیشتر فکر می‌کنمکمتر به یاد می‌آورم خودم راپیش از عاشقت...

من آنقدر دوستت می‌دارمکه دوباره بعد از مرگبه خانه باز خواهم ...

زندگی شاید یک خیابان دراز است یا عبور گیج رهگذری که کلاه از ...

بَر دو چَشمَشدیدِه می‌دوُزَم بِه نآزخوُد نِمی‌دآنَم چِه می‌ج...

ﻣﺎ ﺩﺭ ﺭﻩ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺍﺳﯿﺮﺍﻥ ﺑﻼﯾﯿﻢﮐﺲ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﻨﯿﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﮐﻪ ﻣﺎﯾﯿ...

#حکایت_قدیمی دزدی مرتبا به دهكده ای ميزد، ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﺩﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﺟ...

ﭘﺪﺭﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺳﺖ ﺩﺭ ﭼﺎﺭ ﭼﻮﺏ ﻗﺎﺏ .    ﭘﺪﺭﻡ ﺧﻮﺍب ﺷﯿﺮﯾنی ﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط