هرچه خواندم در بقیع ازسینه عقده وانشد

هرچه خواندم در بقیع ازسینه عقده وانشد

هرچه گشتم قبر زهرا مادرم پیدا نشد
راه ما را بسته بودند هرچه من می خواستم...
تا روم درپیش قبر مادر سقا نشد
سربه دیوارش نهادم روضه ها خواندم ولی
هیچ یک از روضه هایم روضه زهرا نشد "کوچه ای تنگ ودلی سنگ وصدای ضرب دست"
بعد از آن سیلی دگر چشمان زهرا وانشد
ازهمان شب که علی تابوت رابرشانه برد
زائر زهرا شدن جزنیمه شبهانشد
بعد زهرا مرتضی ماند و غم زخم زبان
هیچ کس جز درد پهلو همدم مولا نشد
زینبش می گفت من دیدم میان شعله ها
مادرم افتادپشت در و دیگر پانشد
سالها رفت و غروبی خیمه ها آتش گرفت
هیچ جایی مثل دشت کربلا غوغانشد
هیچ جایی خواهری داغی به این سختی ندید
هیچ جایی بر سر پیراهنی دعو انشد
دیدگاه ها (۳)

حوریه ای از جنس بشر امام صادق(ع) به نقل از پیامبر اکرم(ص) ...

بانو سلام... دل خورشید محک داشت؟ نداشت! یا به او آینه ش...

جام زهر شیرین مقداد از نوجوانی به رسول اکرم روی آورد،با پی...

شهید تورجی زاده پشت بیسیم چه خواند که حسین خرازی از هوش رفت؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط