حال من دست خودم نیست م بیمارم

حال من دست خودم نیست ڪمے بیمارم
عاشقے درد قشنگے ست ڪه در دل دارم

ریخته دور وبرم عاشق و معشوق ولی
من بجز عشق تو از هر هوسے بیزارم

نیستے در همـه احـوال مگر در نظرم
دائمـأ پـر شـده از خاطـره ات افڪارم

موقـع رفتنت هـر بـار دلـم مے گیرد
نم ‌نم اشک غـم از چشم ترم مے بارم

در خیالات خودم غرق در آغوش توام
همه شب تا به سحر از تب تو بیدارم

چه ڪنـم تا دل مـن انـدڪے آرام ‌شود

از همین فاصله صدبار تو را مے بوسم

(سوگند تنها)
دیدگاه ها (۲۱)

ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﺩﻟﺮﺑﺎ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺗﻮ ﺭﺍﺷﻌﻠﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﻣﻌـﺒﺪِ ﺁﯾﯿﻨﻪ...

وقتی باور کسی و خراب کردی وحس اعتماد رو در وجودش کشتیفکر نکن...

بیا تا باور کنم با آمدن تو و بهار حضورت هیچ خزانی ابدی نیستب...

ســــلام صبح دوشنبه تـون عـالی🌸🍃در سومین روز از شروع هفته🌸🍃 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط