{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر وسوسه دارم بنویسم که نگو

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو...

بس که دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...

جانِ من حرف بزن!
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...

کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...

جانِ من زود بیا
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...

به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست

همه دنیا به کنار
گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم...
آنقَدر حسرت دیدار تو دارم که نگو. ..
دیدگاه ها (۳)

دستت را به من بدهدستهای تو با من اشناستای دیر یافته!باتو سخن...

از هم بپاشانم به آسانی! مهم نیستاینها برای هیچ طوفانی مهم نی...

‏ ◢ ▇ ◣ ◢ ▇ ◣ ▇ ▇ ▇ ◣ ◢ ▇ ▇ ▇ ...

در زندگی یاد گرفتم:با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقان...

حرف دل اونایی که پدرشون نیست ..پدر ای یاد تو آرامش من…!امشب ...

{قاتل سادیسمی سرنوشتم}Part11بلند شد خودشو تکوند خندید میا:ته...

فصل دو ( چرا من؟)پارت ۳🎀😐ات: اقای×× و تهیونگ چرا نمیاین؟؟ اگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط