{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه یادم آمد کربلا را،

باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه یادم آمد کربلا را، دشت پرشور و بلا را، گردش یک ظهر غمگین، گرم و خونین، لرزش طفلان نالان، زیر تیغ و نیزه ها را، با صدای گریه های کودکانه وندرین صحرای سوزان، میدود طفلی سه ساله پر زناله ، دلشکسته ، پای خسته باز باران ، قطره قطره، میچکد از چوب محمل، آخ باران کی بباری برتن عطشان یاران ترکنند از آن گلو را آخ باران .. آخ باران
#mo30bat
دیدگاه ها (۴۴)

خواستم کرببلا باشم شبی اما نشدزیر قبّه...یک شب جمعه... ولی آ...

دست از سرم بردار من بابا ندارمسیلی نزن من باکسی دعوا ندارمبا...

کسی چه میداند ؟؟شاید 'یاسین" قلب قران همان "یا حسین"باشد اما...

یادتان باشد لباس مشکیم را تا کنیدگوشه ای از قبر من این جامه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط