باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه یادم آمد کربلا را،
باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه یادم آمد کربلا را، دشت پرشور و بلا را، گردش یک ظهر غمگین، گرم و خونین، لرزش طفلان نالان، زیر تیغ و نیزه ها را، با صدای گریه های کودکانه وندرین صحرای سوزان، میدود طفلی سه ساله پر زناله ، دلشکسته ، پای خسته باز باران ، قطره قطره، میچکد از چوب محمل، آخ باران کی بباری برتن عطشان یاران ترکنند از آن گلو را آخ باران .. آخ باران
#mo30bat
#mo30bat
- ۴۴۸
- ۲۷ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط