{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رد شدی از وسط کوچه و از گوشهٔ در

رد شدی از وسط کوچه و از گوشهٔ در
دیدم انگار تو هستی و شدم زیر و زبر

قد و قامت که همان بود دلم هُری ریخت
چادری‌ها به هم از پشت شبیه‌اند آخر

نذر کردم که خدا جرأت آن را بدهد
جای اسمت فقط این بار نگویم خواهر!!

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

من همان پنج‌شنبه‌ام که روی دل جمعه بار شده‌امهمان بوسه غم‌ان...

گیرم از سر گذشت این جمعهبا شنبه بی تو بودن چه کنم؟#ارس_آرامی

نیمه شب، من با تو و مهتاب یعنی ممکن استدر میان دشت، در یک قا...

بدترین خیانت،همین که دوستش داریدو به روی مبارکتان نمی‌آورددر...

رمان گمشده(هری رون هرماینی)قسمت دوم به شرط لایک ۲۰ تا

چپتر دومدروغ شیرین چشمامو باز میکنم و تقریبا بلافاصله از شدت...

سایه عشق ترسناک پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط