{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هبوط...مستان می‌عشق درین بادیه رفتند

هبوط...مستان می‌عشق درین بادیه رفتند
من ماندم و از ماندن من نیز اثر نیست

عطار چنان غرق غمت شد که دلش را
یک دم دل دل نیست زمانی سر سر نیست....
دیدگاه ها (۸)

هبوط...چـون قــلـم انـدر نـوشـتـن می‌شـتافـت چون ب...

هبوط‌.....دستی به پلک حوصله ام میزنی؟؟!!!!......

هبوط....ور چنین زیر خم زلف نهد دانه خال ای بسا مرغ ...

هبوط...چه رازی میتوان خواند از نگاه سرد خاموشی... ...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

فواره وار سر به هوایی و سر به زیر!چون تلخی شراب دل آزار و دل...

همدم یار شدن دیده تر می خواهدپیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط