{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساده می‌بینم تو را هر شب به رویایی که نیست

ساده می‌بینم تو را هر شب به رویایی که نیست
می‌زنم دیوانه‌وار دل را به دریایی که نیست

می‌نشینی در برم محو نگاهت می‌شوم
بیخیال از غصه و تشویش فردایی که نیست

در کنار جوی آب و سایهٔ آن بید مست
عشق‌بازی می‌کنیم در دشت و صحرایی که نیست

می‌زنم یک جرعه می از ساغر مژگان تو
جسم و روحم مست آن چشم فریبایی که نیست

هر شبم را تا سحر سرگشتهٔ کوی توام
مانده‌ام در حسرت رویای زیبایی که نیست

می‌سپارم دل به دستم می‌نویسم خط به ‌خط
از معمای وصالت با الفبایی که نیست

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

با شراب کنج لب‌هایت سحر کردم، ولیتا چهل روز دگر صوم و صلاتم ...

بر مناجات سحر شرح بلندی زده‌اندگیسوان تو دقیقا کَمَکی قبل "ا...

یک لحظه روی تو بر سر بام نهان شدماه به‌دَر آمد، خبر آمد، رمض...

دم صبح است و یاد عشق و بهار عاشقانباید که به صبح و سبزه و یا...

باز میگویم که دل  ،  .. دیوانه ی چشمان توست ؟خانه و کاشانه ا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿✿ تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل؟ تا...

زیباو پر معنا بخونید که غرق در کلمات میشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط