رمان دوانگی عشق پارت یک
رمان ديوانگی عشق پارت یک
سریع خودشو بهم رسوند خیلی دویده بود خیلی ازشون دور شده بودم خب عادیه میخاستم تنها باشم اما بالاخره خودشو بهم رسوند
کیسان داد زد: خر حداقل چیپس هایی که برای خودمون گرفتیم رو بده
کتی:من برای چی ازتون دور شدم خب دیوونه برای اینکه خودم تنهایی بخورمشون خنگ و به شما هم نمیدم😑
کیسان خب حداقل برو اون پشت تا کسی نبینه داری همهی خوراکیهارو میخوری 😂
کتی:چشم دیگه
کیسان:برای اینکه بزارم همهی خوراکیهارو بخوری باید بزنمت😑
کتی:باشه ولی باید قول بدی که محکم نزنی😕
کیسان:سعی میکنم 😂
بخدا اگه خواهرت نبودم هيچوقت اجازهی همچین کاری رو نمیدادم😡
کیسان:باشه دیگه حالا آمادهی سیلی خوردن از من باش 😁
کتی:هوف باشه 😒
کیسان:سه دو یک
کتی:ای درد گرفت صورتم اشغال
کیسان:حقته
کتی:برو نبینت
کیسان: باشه میرم ولی زود بیا
کتی:اوکی
کیسان رفت و من با چیپس های عزیز و گرامی ام موندم
-----------------------------------
کیسان:خب بچه ها الان کتی هم میاد
دارا:مگه کجاست؟؟
کیسان:حالا میاد فقط قیافشو ببین😂
دارا:چیکارش کردی
کیسان:هیچی کتکش زدم
دارا:بگو کجاس تا برم بیارمش
رها:وای حالا گیر دادین به کتی
امیر:خب دارا که ناز کش کتی هست باید بپرسه که کجاس
دارا:زهر مار خب خواهر این اینجوریه ناز نازیه
رها :هیس دارا ساکت
دارا:چته بزاز بگم،خواهر ایشون ناز داره به من چه!😒
امیر:عه کتی اومدی
کتی:ابن به درخت میگن نه به داداش من فهمیدی یا نه
دارا:عه تو اینجا بودی بچه ها به ندایی چیزی میدادین
رها :اونوقت تا حالا داشتم چیکار میکردم؟؟
دارا خب نفهمیدم قشنگ تر میگفتی
رها:تو کلا نفهمی چی میفهمی تو
کتی:خب بسه حالا،لیلی و مجنون کوشن؟؟
امیر رفتن دور دور
ادامه دارد.........
سریع خودشو بهم رسوند خیلی دویده بود خیلی ازشون دور شده بودم خب عادیه میخاستم تنها باشم اما بالاخره خودشو بهم رسوند
کیسان داد زد: خر حداقل چیپس هایی که برای خودمون گرفتیم رو بده
کتی:من برای چی ازتون دور شدم خب دیوونه برای اینکه خودم تنهایی بخورمشون خنگ و به شما هم نمیدم😑
کیسان خب حداقل برو اون پشت تا کسی نبینه داری همهی خوراکیهارو میخوری 😂
کتی:چشم دیگه
کیسان:برای اینکه بزارم همهی خوراکیهارو بخوری باید بزنمت😑
کتی:باشه ولی باید قول بدی که محکم نزنی😕
کیسان:سعی میکنم 😂
بخدا اگه خواهرت نبودم هيچوقت اجازهی همچین کاری رو نمیدادم😡
کیسان:باشه دیگه حالا آمادهی سیلی خوردن از من باش 😁
کتی:هوف باشه 😒
کیسان:سه دو یک
کتی:ای درد گرفت صورتم اشغال
کیسان:حقته
کتی:برو نبینت
کیسان: باشه میرم ولی زود بیا
کتی:اوکی
کیسان رفت و من با چیپس های عزیز و گرامی ام موندم
-----------------------------------
کیسان:خب بچه ها الان کتی هم میاد
دارا:مگه کجاست؟؟
کیسان:حالا میاد فقط قیافشو ببین😂
دارا:چیکارش کردی
کیسان:هیچی کتکش زدم
دارا:بگو کجاس تا برم بیارمش
رها:وای حالا گیر دادین به کتی
امیر:خب دارا که ناز کش کتی هست باید بپرسه که کجاس
دارا:زهر مار خب خواهر این اینجوریه ناز نازیه
رها :هیس دارا ساکت
دارا:چته بزاز بگم،خواهر ایشون ناز داره به من چه!😒
امیر:عه کتی اومدی
کتی:ابن به درخت میگن نه به داداش من فهمیدی یا نه
دارا:عه تو اینجا بودی بچه ها به ندایی چیزی میدادین
رها :اونوقت تا حالا داشتم چیکار میکردم؟؟
دارا خب نفهمیدم قشنگ تر میگفتی
رها:تو کلا نفهمی چی میفهمی تو
کتی:خب بسه حالا،لیلی و مجنون کوشن؟؟
امیر رفتن دور دور
ادامه دارد.........
- ۱.۴k
- ۰۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط