{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدونم این مدت که داشتم آماده میشدم حس کردم افکا

🐰 : نمی‌دونم… این مدت که داشتم آماده می‌شدم، حس کردم افکارم، شخصیتم و این چیزا خیلی عوض شده. یه جورایی کلافه شده بودم. نمی‌دونم چطور توضیح بدم، هم دیوونه‌کننده‌ست هم اعصاب‌خوردکن ولی دلیل اینکه می‌خوام بخونم و برقصم؟ حرکت کنم و هرکاری دلم می‌خواد بکنم، اینه که شما منتظرم هستین. فقط می‌خواستم اینو بگم

🐰 : لایو رو زیاد ادامه نمی‌دم. روشنش کردم چون خیلی‌ها کنجکاون بدونن این مدت چیکار می‌کردم. چیز خاص و متفاوتی از قبل نیست. ولی واقعاً خیلیییی سرم شلوغ بود! فوریه اصلاً وقت استراحت نداشتم. نه وقت دکتر پوست، نه مراقبت مو. فوریه خیلی شلوغ بود و مارچ هم قراره شلوغ باشه

🐰 : اهههه فکر کنم مجبور شم این لایو رو پاک کنم آه بذار همین الان پاکش کنم… اوه این حتماً همه‌جا تو یوتیوب پخش می‌شه نه؟ آااه نباید لایو می‌رفتم
🐰 : چرا این کارو کردم… اه اعصابم خرد شد
🐰 : تا الان حتماً تو یوتیوب آپلود شده دیگه، نه؟ اه… اصلاً نباید لایو می‌رفتم… چرا رفتم… اعصاب‌خوردکنه… ببخشید بچه‌ها. نمی‌دونم. فکر کنم کلافه بودم، نمی‌دونم. منم آدمم
🐰 : من کاری رو می‌کنم که دلم می‌خواد انجام بدم
دیدگاه ها (۰)

اینجا میگه فاک ولی نمیدونم چرا برنامه نمیزاره پستش کنم

🐰 : ببخشید بچه‌ها… فکر کنم فقط کلافه شده بودم منم آدمم، از ا...

🐰: نمی‌دونم چطوری توضیحش بدم… ولی واقعاً هیچ جایگزینی برای ش...

🐰: فقط یه دلیل هست که می‌خوام بهتر بشم. من واقعاً شماها رو د...

میدونم الان همه از متنفر چون خیلی رفتم اومدم بعد رمانم رو پا...

مهم مهم درمورد جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط