{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوم راهنمایی یه معلم ریاضی داشتیم تیکه کلامش این بود «خدا

دوم راهنمایی یه معلم ریاضی داشتیم تیکه کلامش این بود «خدا رو چه دیدی شاید شد».
یادم میاد همون سال یکی از بچه ها تصادف کرد و دیگه نتونست راه بره... دیگه مدرسه هم نیومد. فقط یه بار اومد واسه خداحافظی که شبیه مراسم عزاداری بود. همه گریه می کردیم و حالمون خراب بود. گریه مون وقتی شروع شد که گفت به درک که نمی تونم راه برم، فقط از این ناراحتم که نمی تونم بازیگر بشم. آخه عشق سینما بود. سینما پارادیزو رو صد بار دیده بود. سی دی ۹ تایتانیک رو اون برای همه ی ما آورده بود. معلم ریاضی مون وقتی حال ما رو دید اون تیکه کلام معروفش رو به اون رفیقمون گفت...
« خدا رو چه دیدی شاید شد ».
وقتی این رو گفت همه ی ما عصبی شدیم چون بیشتر شبیه یه دلداری مزخرف بود برای کسی که هیچ امیدی برای رسیدن به آرزوش نداره.
امشب تو پیج رفیقم دیدم که برای نقش اول یه فیلم با موضوع معلولیت انتخاب شده و قرارداد بسته... مثل همون روز تو مدرسه گریه م گرفت.
فکر می کنی رسیدن به آرزوت محاله؟!
«خدا رو چه دیدی شاید شد....
دیدگاه ها (۴)

جمله،الان چیکار کنم حالت خوب شهاز صدتا دوستت دارم قشنگتره......

هر زنی حقشه یکیو داشته باشه که با صدای خسرو شکیبایی تو هامون...

این روزهای پایانی شهریور دلهره ی عجیبی دارد! دلهره ای از جنس...

مردی از خدا پرسید: چرا همه دخترها شیرین و ناز هستند ولی همه ...

وقتی که ما از این دنیا میریمبه خدا میگیم: خدایا کاش قبلشیه خ...

زندگی جدید ( پارت۸)ویو ا/ت وقتی چشمامو باز کردم توی جایی شبی...

این استوری نامجون رو Tablo اد استوری کرد «ساختن این اپیزود ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط