دل نمی بندی ولی دل را چه آسان میبری
دل نمی بندی ولی دل را چه آسان میبری
تیر مژگان میزنی از دیده و جان میبری
از میان دفتر گلهای شعر باغ عشق
عاشقی را پشت چشمانت گروگان میبری
در سکوتی عاشقانه زیر چین زلف خود
چهره از چشم من بیچاره پنهان میبری
ای که بر گیسوی تو دل بسته ام با من بگو
از کنار من چرا گیسو پریشان میبری
تاج سوسن سر نهاده با حریری از نسیم
دست نسرین را گرفته زیر باران میبری
پا به پایت آمدم ای هم سفر آیا مرا
با خودت تا انتهای خط پایان میبری،،،
تیر مژگان میزنی از دیده و جان میبری
از میان دفتر گلهای شعر باغ عشق
عاشقی را پشت چشمانت گروگان میبری
در سکوتی عاشقانه زیر چین زلف خود
چهره از چشم من بیچاره پنهان میبری
ای که بر گیسوی تو دل بسته ام با من بگو
از کنار من چرا گیسو پریشان میبری
تاج سوسن سر نهاده با حریری از نسیم
دست نسرین را گرفته زیر باران میبری
پا به پایت آمدم ای هم سفر آیا مرا
با خودت تا انتهای خط پایان میبری،،،
- ۱.۸k
- ۰۹ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط