عادت کرده ایم هرروز دوش بگیریم

.
عادت کرده ایم هرروز دوش بگیریم،
اما یادمان میرود که ذهنمان هم به دوش نیاز دارد.
گاهی با یک غزل حافظ می توان دوش ذهنی گرفت و خوابید.
یک شعر از فروغ، تکه ای از بیهقی، صفحه ای از مزامیر، عبارتی از گراهام گرین، جمله ای از شکسپیر، خطی از نیما، ولی غافلیم.
شبانه روز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال می تپانیم توی کله مان؟!
بعد هم با همان کله ی بادکرده به رختخواب می رویم و توقع داریم در خواب پدربزرگمان را ببینیم که یک گلابی پوست کنده و با لبخند می گوید بفرما... 📚 سمفونی مردگان
دیدگاه ها (۱)

.پاییز عزم رفتن دارد. میشنوی صدایِ سرد زمستان را؟ زمستان، ا...

.عاشق دستانم بودبعضی وقت ها به شوخی میگفت(دستاتو بیشتر از خو...

‌من توی یه خونواده ی فرهنگی بزرگ شدم و زیادکتاب میخوندم تاای...

.سگی را گفتند از چه روی شما را نجس نامیدند؟سگ با پوزخند پاسخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط