part

part9🦋






& بفرمایید قهوتون
-اخ دستت درد نکنه
&خواهش میکنم
-تو سردته
&چطور
-دستات یخه
&من همیشه دستام سرده
-شاید باورت نشه اما تنها چیزی که از تو یادمه دستای کرمان وقتی بچه بودی
&جدا
-اوم
&چه جالب
-وقتی زمستون از بیرون میمودم هر طوری بود ترو پیدا میکردم تا چند دقیقه هم که شده دستاتو بگیرم چون همیشه دستامو گرم میکردی
&اووو من اینارو یادم نمیاد
-طبیعیه خیلی کوچیک بودی دو یا سه سالن بود
&آهان
-الانم تو دستاتو بده من گرمش کنم{دستاشو میاره نزدیک نارا}
&{دستشو عقب می‌کشه}نیازی نیست
-چی
&منظورم اینه که....ام....من....چیره...
-مهم نیست می‌دونم چرا اینقدر ازم فرار می‌کنی
&نه نه نه
-نارا کافیه
&معذرت می‌خوام
-نه نیازی نیست عذر خواهی کنی ببین نارا بهت حق میدم اگه یکی وقتی من به دنیا اومدم تا چهار سالگیم باهام بد رفتاری میکرد و بعدشم ده سال غیبش میزد و بعد از ده سال پیداش میشد شاید رفتار بد تری باهاش داشتم
&داداش اینطور نیست فقط....فقط....من یکمی زمان می‌خوام تا خودمو پیدا کنم
-نارا بهت حق میدم ولی ببین اون نامجون ده سال پیش تموم شد و رفت الان یه نفر کاملا متفاوت جلوتر نشسته کشی که قرار نیست بهت بی توجهی کنه یا قرار نیست ازت متنفر باشع








ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

part10🦋&اگه واقعا همینطوری که میگین باشه -هست&باشه پس -پس از...

part 11🦋نامجون«خیلی گرمم بود اما نمی‌خواستم مارا بره تو اتاق...

part8🦋//چند ساعت بعد نارا«با احساس گردن درد از خواب بیدار شد...

part7🦋-خیلی آرامش بخشه&چی-اینکه تو برام کتاب بخونی&آهان-نارا...

سناریو درخواستی وقتی عضو نهمی و اعضاسرما میخورن و تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط