نقل است که «احمد خضرویه*» گفت: «جُمله خلق را دیدم که چون
نقل است که «احمد خضرویه*» گفت: «جُمله خلق را دیدم که چون گاو و خر از یک آخور علف میخوردند»
یکی به تمسّخر گفت: «خواجه! تو در آن میان کُجا بودی؟»
گفت: «من نیز با ایشان بودم! فرق آن بود که ایشان میخوردند و میخندیدند و بر هم میجَستند و میندانستند و من میخوردم و میگریستم و سر بر زانو نهاده بودم و میدانستم.»
* [ ابوحامد احمدبن خضرویه بلخی. یکی از مشایخ و بزرگان عرفان خراسان که معاصر بایزید بسطامی و یحیی بن معاذ رازی بود]
یکی به تمسّخر گفت: «خواجه! تو در آن میان کُجا بودی؟»
گفت: «من نیز با ایشان بودم! فرق آن بود که ایشان میخوردند و میخندیدند و بر هم میجَستند و میندانستند و من میخوردم و میگریستم و سر بر زانو نهاده بودم و میدانستم.»
* [ ابوحامد احمدبن خضرویه بلخی. یکی از مشایخ و بزرگان عرفان خراسان که معاصر بایزید بسطامی و یحیی بن معاذ رازی بود]
- ۳۱۵
- ۲۳ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط