Funny Fierce
Funny & Fierce
Part 26
انقدر بهش نزدیک شدم که افتاد روی صندلیم. منم روش خیمه زدم
چی...چیکار میکنی بلند شو. مگه نگفتی تحت فشار قرارم نمیدی؟
_اره ولی من الان بیشتر تحت فشارم
به صورتش نزدیک تر شدم که چشماشو بست. از این کارش خیلی تعجب کردم و خیلی هم خوشحال شدم. پس یعنی من رو قبول کرده
بهش نزدیک تر شدم که ببوسمش اما با صدای در ازش فاصله گرفتم
_چرا هر دفعه یه نفر مزاحم میشه
بهتر
_انکار نکن خودتم میخواستی مگه نه؟
نمیخوای به کسی که پشت دره اجازه بدی
_بحثو عوض نکن اون شخص میتونه صبر کنه
نه نمیتونه
_خیلخب باشه اما اینو بودن که بازی کردن با صبر من عاقبت خوبی نداره
منظورت چیه؟
به در نگاه کردم و گفتم....
_بیا داخل
••اقای پارک هیئت مدیره میگن که میخوان همین الان با شما ملاقات کنن
_باشه تو برو منم الان میام
وقتی منشیم رفت، دوباره به ههجین نگاه کردم
_من برای یه مدتی تنهات میزارم تا قشنگ فکراتو بکنی و وقتی برگشتم مهلتت تموم میشه و باید دیگه بهم بگی
میشه بگی درمورد چی باید فکر کنم و چی رو باید بهت بگم؟
_احساساتت
اما.....
_اما بی اما
(ویو ههجین)
همینجوری گذاشتو رفت. حق با اونه این وضعیت خیلی معذب کنندس باید سریع تر تکلیفمون رو روشن کنم
یکم بهش حس دارم ولی نه خیلی زیاد اما اگه ردش هم بکنم بازم قراره که باهم زندگی کنیم و اونجوری خیلی جو بینمون معذب کننده میشه
پس بهتره که قبولش کنم تا شاید یه روزی منم واقعا عاشقش بشم.....
شرط برای پارت بعدی: ۱۵ لایک و ۲۰ کامنت
#فیک #fake
#جیمین #jimin
#بی_تی_اس #bts
Part 26
انقدر بهش نزدیک شدم که افتاد روی صندلیم. منم روش خیمه زدم
چی...چیکار میکنی بلند شو. مگه نگفتی تحت فشار قرارم نمیدی؟
_اره ولی من الان بیشتر تحت فشارم
به صورتش نزدیک تر شدم که چشماشو بست. از این کارش خیلی تعجب کردم و خیلی هم خوشحال شدم. پس یعنی من رو قبول کرده
بهش نزدیک تر شدم که ببوسمش اما با صدای در ازش فاصله گرفتم
_چرا هر دفعه یه نفر مزاحم میشه
بهتر
_انکار نکن خودتم میخواستی مگه نه؟
نمیخوای به کسی که پشت دره اجازه بدی
_بحثو عوض نکن اون شخص میتونه صبر کنه
نه نمیتونه
_خیلخب باشه اما اینو بودن که بازی کردن با صبر من عاقبت خوبی نداره
منظورت چیه؟
به در نگاه کردم و گفتم....
_بیا داخل
••اقای پارک هیئت مدیره میگن که میخوان همین الان با شما ملاقات کنن
_باشه تو برو منم الان میام
وقتی منشیم رفت، دوباره به ههجین نگاه کردم
_من برای یه مدتی تنهات میزارم تا قشنگ فکراتو بکنی و وقتی برگشتم مهلتت تموم میشه و باید دیگه بهم بگی
میشه بگی درمورد چی باید فکر کنم و چی رو باید بهت بگم؟
_احساساتت
اما.....
_اما بی اما
(ویو ههجین)
همینجوری گذاشتو رفت. حق با اونه این وضعیت خیلی معذب کنندس باید سریع تر تکلیفمون رو روشن کنم
یکم بهش حس دارم ولی نه خیلی زیاد اما اگه ردش هم بکنم بازم قراره که باهم زندگی کنیم و اونجوری خیلی جو بینمون معذب کننده میشه
پس بهتره که قبولش کنم تا شاید یه روزی منم واقعا عاشقش بشم.....
شرط برای پارت بعدی: ۱۵ لایک و ۲۰ کامنت
#فیک #fake
#جیمین #jimin
#بی_تی_اس #bts
- ۶.۲k
- ۱۱ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط