ꨲمعꨭج𐇽زه چꨭ𑪊ش
ꨲمعꨭج𐇽زه چꨭ𑪊ش𑪊𑪊مꨲان تꨭو
چی می خواستم بگم
آها یه پسر تو مدرسه مون رو من کراش زده
منظورم مدرسه کناری مون بود
بعد همکلاسیم رو اون کراش زده
بعد اون یه دوست داره که اون رو همکلاسیم که رو اونی که رو من کراش داره کراش داره.
بعد یکی دیگه از همکلاسی هام اونی که رو اون همکلاسیم که اون پسره که رو من کراش داره کراش زده کراش داره بعد یه پسر هست که دوست اون هاست اون رو هر سه تای ما کراش زده بعد من رو هیچ کدومشون کراش ندارم ولی اونا سه تاشون رو من کراش دارن
من فقط نیکی رو میخوام
تو مدرسه منو زن نیکی صدا میزنن
دوست صمیمی ام رو زن هکتور
اون یکی دوست صمیمی ام رو زن الکس
ما یه اکیپ سه نفره ایم
که کلا تو کلاس نیست چون زیاد حرف
میزنیم معلم مارو از کلاس میندازه بیرون ماهم میرسم دم در و به اون پسر ها میخندیم هرکی ام رد میشه مسخره اش میکنیم
و حالا اون سه تا پسر ها یکی شون پسر عمه
یکی از همکلاسی هامه
و دوتا دیگه از پسر ام پسر خاله هاشن
و اونم فهمیده که همکلاسی هام رو اما کراش دارن
رفته به خاله اش گفته و خاله اش امروز اومده مدرسه مون و با اونا حرف زده
و اون پسرا گفتن که ما دنبال هیما بودیم
ولی اینا به ما چسبیدن مامانش ازش پرسیده
چرا دنبال هیما بودید و هیما کیه منو صدا زدن من خانومانه وایساده بودم که یکی از بچه های پنجمی گفت خانومانه واینستا همه مون میدونم که تو چه آدم خری هستی
و بله اون پسره گفت که ما رو هیما کراش داریم
و من رفتم کلاس و بعدش که پسر هارو دیدم بهشون گفتم داداش من شوهر دارم
اسمش نیشیمورا ریکیه لطفا از من فاصله بگیرید
و دیگه همین
و منم استرس دارم مامانم اینا بفهمن
هیهی بایی
. 𝗅︎𝗂𝗍𝗍ᜳ𝗅︎᳤𝖾 𝗀︎ᩛ𝗂𝗋𝗅︎ꩌ 𝗂𝗇︎ 𝗍ꩌ𝗁︎𝖾ᜳᜳ 𖫲𝗌݀𝗍𝗈ᜳ𝗋𖫲𝗒 🎀ᩛ꤬ꨵᮢ꤬ᩛꨲ݀
چی می خواستم بگم
آها یه پسر تو مدرسه مون رو من کراش زده
منظورم مدرسه کناری مون بود
بعد همکلاسیم رو اون کراش زده
بعد اون یه دوست داره که اون رو همکلاسیم که رو اونی که رو من کراش داره کراش داره.
بعد یکی دیگه از همکلاسی هام اونی که رو اون همکلاسیم که اون پسره که رو من کراش داره کراش زده کراش داره بعد یه پسر هست که دوست اون هاست اون رو هر سه تای ما کراش زده بعد من رو هیچ کدومشون کراش ندارم ولی اونا سه تاشون رو من کراش دارن
من فقط نیکی رو میخوام
تو مدرسه منو زن نیکی صدا میزنن
دوست صمیمی ام رو زن هکتور
اون یکی دوست صمیمی ام رو زن الکس
ما یه اکیپ سه نفره ایم
که کلا تو کلاس نیست چون زیاد حرف
میزنیم معلم مارو از کلاس میندازه بیرون ماهم میرسم دم در و به اون پسر ها میخندیم هرکی ام رد میشه مسخره اش میکنیم
و حالا اون سه تا پسر ها یکی شون پسر عمه
یکی از همکلاسی هامه
و دوتا دیگه از پسر ام پسر خاله هاشن
و اونم فهمیده که همکلاسی هام رو اما کراش دارن
رفته به خاله اش گفته و خاله اش امروز اومده مدرسه مون و با اونا حرف زده
و اون پسرا گفتن که ما دنبال هیما بودیم
ولی اینا به ما چسبیدن مامانش ازش پرسیده
چرا دنبال هیما بودید و هیما کیه منو صدا زدن من خانومانه وایساده بودم که یکی از بچه های پنجمی گفت خانومانه واینستا همه مون میدونم که تو چه آدم خری هستی
و بله اون پسره گفت که ما رو هیما کراش داریم
و من رفتم کلاس و بعدش که پسر هارو دیدم بهشون گفتم داداش من شوهر دارم
اسمش نیشیمورا ریکیه لطفا از من فاصله بگیرید
و دیگه همین
و منم استرس دارم مامانم اینا بفهمن
هیهی بایی
. 𝗅︎𝗂𝗍𝗍ᜳ𝗅︎᳤𝖾 𝗀︎ᩛ𝗂𝗋𝗅︎ꩌ 𝗂𝗇︎ 𝗍ꩌ𝗁︎𝖾ᜳᜳ 𖫲𝗌݀𝗍𝗈ᜳ𝗋𖫲𝗒 🎀ᩛ꤬ꨵᮢ꤬ᩛꨲ݀
- ۷.۵k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط