{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که در تنگ برای تو تماشا دارم

من که در تنگ برای تو تماشا دارم
با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟

دل پر از شوق رهایی ست، ولی ممکن نیست
به زبان آورم آن را که تمنا دارم

چیستم؟! خاطره ی زخم فراموش شده
لب اگر باز کنم با تو سخن ها دارم

با دِلَت حسرت هم صحبتی ام هست، ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟

چیزی از عمر نمانده است، ولی می خواهم
خانه ای را که فرو ریخته بر پا دارم

فاضل_نظری
دیدگاه ها (۱)

از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز لیلی رود از خاطر مجنون نه ...

هر چه محبوبم کند من کرده‌اماو منم،من او...

اگر خطا نکنم، عطر عطر یار من استکدام دسته گل امروز بر مزار م...

رفتم به خرابات و خراب افتادمتوبه بشکستم به شراب افتادم راهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط