{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی دل از نبود تو دلگیر میشود

وقتی دل از نبود تو دلگیر می‌شود
بی طاقت از زمین و زمان سیر می‌شود
زل می‌زنم به شیشه‌ی ساعت بدون پلک
انگار پای عقربه زنجیر می‌شود
اشکم به روی نامه و پاکت نمی‌چکد
گویی کویر دیده و تبخیر می‌شود
در لابه لای لرزش حیران سایه‌ها
بد جور رنج فاصله تفسیر می‌شود
در گیرو دار کشمکش آب و نان شب
ابراز عشق باعث تحقیر می‌شود
من اشک می شوم و تو هم آه می‌شوی
با اشک و آه خانه نفس گیر می‌شود
ای بی خبر از این شب پر التهاب من
وقتی که مرگ یک شبه تقدیر می‌شود
من می روم و زیر لحد خاک می‌خورم
بی شک برای بوسه کمی دیر می شود
دیدگاه ها (۵)

در آینه‌ ی چشم تو فال دل ما نیست جزفاجعه‌ی غم بخدا حاصل مانی...

‍ دلتنگ غنچه ایم بگو راه باغ کو؟خاموش مانده ایم خدا را چراغ ...

امشب کسی به سیب دلم ناخنک زده است!بر زخمهای کهنه ی قلبم ...

حس میکنم عمر خوشی هایم به دنیا نیست ته مانده ی یک قهوه ی تلخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط