{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکرشو بکن عاشق یکی هستی ولی میدونی بهش نمی رسی

فکرشو بکن عاشق یکی هستی ولی میدونی بهش نمی رسی
میری تو اتاقت
برا اولین بار تیغو می زاری رو دستت
رگتو می زنی یه لحظه مخت سوت می کشه
یه لحظه سر گیجه عجیبی داری
ولی نه واقعا داری میمیری
خیلی بده ک یهو مامانت میاد تو اتاقت می بینه ک چی کار کردی
دیگه چیزی نمی فهمی
اما می دونی مردی
دیگه تموم شد خدا رو شکر
اما.....
یهو چشات باز میشه میبینی تو بیمارستانی
آبجیت یهو میره بیرون بقیه رو صدا می زنه
اههههههه این همه درد کشیدی ولی بازم زنده ای
مامانت گریه می کنه یهو
(دکترا به مامان بابات میگن اگه زنده بمونه. شاید فلج مغزی شه)
خلاصه بعد یه عالم قصه بر می گردی خونه
وایی دوباره زندگی
الانم نشستی داری زندگی تو برا همه تعریف می کنی
هنوز مثل قبلا عاشقشم
دیدگاه ها (۴)

ارهههههه

ژییییییییگگگگگگر

نفسام تند میشه و صدای قلبم میشه زیادوقتی ک از دور داری میای ...

همــین ڪ ݥیــــدونیــــ ݕرامـــــ بــــسہ

این سناریو ها حذف شده بودن

همون موقع که میخوای یه چیزی بخوری یه لحظه بابات یه حرفی بهت ...

این سناریو ها خذف شده بودن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط