بهادر و هانیه، بعد از عقد بهم دل می بندن. طی اتفاقات و ته
بهادر و هانیه، بعد از عقد بهم دل می بندن. طی اتفاقات و تهمت هایی که به بهادر زده می شه، هانیه دلسرد میشه و…
قسمتی از رمان :نودهشتیا
بغضم می شکند و اشک هایم روانه میگردد.
قلبم میشکند و مغزم دیوانه می گردد.
اصرار های مکررم به گوشت می رسدو دست آویزی برای خنده ات می شود.
مثل پا گذاشتن روی یک برگ خشکیده غرورم را زیر پا می گذاری و له می کنی.
هق هق من موسیقی ای می شود که تو با آن هی لبخند میزنی و جان مرا می گیری.
هرچند تلخ است این کارت؛
https://98iiia.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%86%da%af-%d9%88-%d8%aa%db%8c%d8%b4%d9%87/
قسمتی از رمان :نودهشتیا
بغضم می شکند و اشک هایم روانه میگردد.
قلبم میشکند و مغزم دیوانه می گردد.
اصرار های مکررم به گوشت می رسدو دست آویزی برای خنده ات می شود.
مثل پا گذاشتن روی یک برگ خشکیده غرورم را زیر پا می گذاری و له می کنی.
هق هق من موسیقی ای می شود که تو با آن هی لبخند میزنی و جان مرا می گیری.
هرچند تلخ است این کارت؛
https://98iiia.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%86%da%af-%d9%88-%d8%aa%db%8c%d8%b4%d9%87/
- ۴.۸k
- ۰۶ اسفند ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط