قسܩـتـ ششم،رمان:جنگعشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧
قسܩـتـ ششم،رمان:جنگعشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧
{موقعیت جلوی در مدرسه}
جنی: من جلوی مدرسه ام بیا
راوی: جیسو جواب نداد
جنی: الو الو جیسو جیسو
راوی: خیلی نگران رفت داخل مدرسه
۱۰ دقیقه بعد
{موقعیت جنی پیش مدیر مدرسه}
مدیر: خانم کیم لطفا آروم باشید
سعی میکنیم پیداش کنیم!
سو هی:(دوست صمیمی جیسو)
خانم کیم جیسو حالش بد شد رفت دستشویی ولی هنوز بر نگشته
جنی: یعنی کجا س؟؟؟؟
راوی: جنی کانگ رو از دور دید که جیسو رو
در بغل داره و داره میاد--
جنی: اون کانگ نیست؟
مدیر: آره خیلی شبیه سو کانگ هست
سوهی: خوب اون خود کانگه ولی جیسو
بغل کانگ چیکار میکنه؟؟؟
جنی: پسره ی شیباللل (عوضی لعنتی)*
مدیر:اما شما کانگ رو از کجا میشناسید
جنی: اون پسر دوست قدیمی پدرمه
روای: کانگ چرا نمیرسه🤣
روای: خوب کانگ رسید😌
کانگ:خواهر جان!
جنی: جیسو رو بیاررر پایین
کانگ: اما جیسو بی هوشه داشتم میرفتم اتاق پرستار،
سو هی:تو از کجا جیسو رو دیدی
کانگ:وقتی داشت از دستشویی میومد افتاد و منم گرفتمش اونم بی هوش شد
جنی:جیسو جیسو حالت خوبه؟
موقعیت اتاق پرستار
جیسو: من کجام!
جنی: حالت خوبه
جیسو:آره چیشده
کانگ: اوم....
جنی: ببند گمشو بیرون!!
کانگ: چشم خواهر جان
جیسو:کانگ اینجا چیکار میکنه
سو هی:اون مثل یه شاهزاده با اسب
سفید اومد و نجاتت داد
جیسو: چی؟
جنی:چی میگی تو شاهزاده چیه اون خرم نیس😒
جیسو:ابجی میشه زودتر بریم خرید کلی کار داریم،همینجوری هم وقت مون کمه
جنی:باشه اگر حالت خوبه بریم
سوهی:باشه خداحافظ
موقعیت تو ماشین جنی
منشی:نا اومدی،
جیسو کجا بودی
جنی: هیچی ولش کن بچه رو
{موقعیت تو پاساژ}
جیسو :ابجی میخوایم برای رومیا و رومآ رو هم بخریم
جنی: آره رومیا و رومآ گفتن چی بخرم براشون
{موقعیت بعد خرید تو خونه}
رومآ: دست تون درد نکنه واقعا وقت نداشتم برم خرید ولی همونیو خریدی که میخواستم
رومیا: آره دقیقا!
جنی: خواهش میکنم
رومآ :راستی جیسو چیشده رنگت پریده؟
جنی: وای امروز حالش بد شد
رومیا: تو پاساژ؟
جنی: نه بابا بزار تعریف کنم........
جیسو: آره دیگه
رومآ :وای کانگ شاهزاده نه چیزههه--
جیسو: ابجی اه🤥
رومیا :وای کمتر چرت و پرت بگید!!
رومآ :چرا تا بحث کانگ میشه تو اینجوری میشی؟؟
رومیا: اههه تو ام دنبال زیر بغل مار میگردی
ادامه دارد........🌤
{موقعیت جلوی در مدرسه}
جنی: من جلوی مدرسه ام بیا
راوی: جیسو جواب نداد
جنی: الو الو جیسو جیسو
راوی: خیلی نگران رفت داخل مدرسه
۱۰ دقیقه بعد
{موقعیت جنی پیش مدیر مدرسه}
مدیر: خانم کیم لطفا آروم باشید
سعی میکنیم پیداش کنیم!
سو هی:(دوست صمیمی جیسو)
خانم کیم جیسو حالش بد شد رفت دستشویی ولی هنوز بر نگشته
جنی: یعنی کجا س؟؟؟؟
راوی: جنی کانگ رو از دور دید که جیسو رو
در بغل داره و داره میاد--
جنی: اون کانگ نیست؟
مدیر: آره خیلی شبیه سو کانگ هست
سوهی: خوب اون خود کانگه ولی جیسو
بغل کانگ چیکار میکنه؟؟؟
جنی: پسره ی شیباللل (عوضی لعنتی)*
مدیر:اما شما کانگ رو از کجا میشناسید
جنی: اون پسر دوست قدیمی پدرمه
روای: کانگ چرا نمیرسه🤣
روای: خوب کانگ رسید😌
کانگ:خواهر جان!
جنی: جیسو رو بیاررر پایین
کانگ: اما جیسو بی هوشه داشتم میرفتم اتاق پرستار،
سو هی:تو از کجا جیسو رو دیدی
کانگ:وقتی داشت از دستشویی میومد افتاد و منم گرفتمش اونم بی هوش شد
جنی:جیسو جیسو حالت خوبه؟
موقعیت اتاق پرستار
جیسو: من کجام!
جنی: حالت خوبه
جیسو:آره چیشده
کانگ: اوم....
جنی: ببند گمشو بیرون!!
کانگ: چشم خواهر جان
جیسو:کانگ اینجا چیکار میکنه
سو هی:اون مثل یه شاهزاده با اسب
سفید اومد و نجاتت داد
جیسو: چی؟
جنی:چی میگی تو شاهزاده چیه اون خرم نیس😒
جیسو:ابجی میشه زودتر بریم خرید کلی کار داریم،همینجوری هم وقت مون کمه
جنی:باشه اگر حالت خوبه بریم
سوهی:باشه خداحافظ
موقعیت تو ماشین جنی
منشی:نا اومدی،
جیسو کجا بودی
جنی: هیچی ولش کن بچه رو
{موقعیت تو پاساژ}
جیسو :ابجی میخوایم برای رومیا و رومآ رو هم بخریم
جنی: آره رومیا و رومآ گفتن چی بخرم براشون
{موقعیت بعد خرید تو خونه}
رومآ: دست تون درد نکنه واقعا وقت نداشتم برم خرید ولی همونیو خریدی که میخواستم
رومیا: آره دقیقا!
جنی: خواهش میکنم
رومآ :راستی جیسو چیشده رنگت پریده؟
جنی: وای امروز حالش بد شد
رومیا: تو پاساژ؟
جنی: نه بابا بزار تعریف کنم........
جیسو: آره دیگه
رومآ :وای کانگ شاهزاده نه چیزههه--
جیسو: ابجی اه🤥
رومیا :وای کمتر چرت و پرت بگید!!
رومآ :چرا تا بحث کانگ میشه تو اینجوری میشی؟؟
رومیا: اههه تو ام دنبال زیر بغل مار میگردی
ادامه دارد........🌤
- ۹۱
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط