{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم وقتی که می‌گیرد تو می‌آیی به دیدارم

دلم وقتی که می‌گیرد تو می‌آیی به دیدارم
به من آهسته میگویی "عزیزم دوستت دارم"

سرم بر شانه‌ات، باور ندارم پیش من باشی
تو را در خواب می‌بینم؟ بگو! یا این که بیدارم؟

نوازش می‌کنی با مهربانی گونه‌هایم را
چه رقصی دارد انگشتت به روی بغض تب دارم

کنار لحظه‌های تو دو فنجان قهوه می‌ریزم
اگرچه تلخ، شیرین است با لبخند هر بارم

کتابی میگذاری روی میزم، مهربان من
و می‌گویی به آرامی که: این هم آخرین کارم

غروب شنبه‌ای دیگر برایم شعر میخوانی
تمام هفته را من از هوای عشق سرشارم
دیدگاه ها (۱)

#عکس_نوشته_ساسان

#عکس_نوشته_ساسان

من فدای طعمِ شیرینِ لبِ قندت شومعاشق ِچشم ِقشنگ وطرحِ لبخندت...

#عکس_نوشته_عاشقانه#ساسان

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط