لعنتی را دوست دارم

لعنتی را دوست دارم
مثل یک استکان چای کمر باریک است
نزدیکش که میشوم
عطرش مثل دارچین توی سرم میپیچد
توی چشم هایش زل میزنم و دستش را میگیرم
عطر هل ، هولم میکند!
و میبوسمش، میبوسمش…
شیرین مثل نبات!
پس…
الکی نیست؛
خستگی هایم را دور میریزی!
معجون زیبای دوست داشتنی ام..!
دیدگاه ها (۵)

سیگارهای تلخ مرا به خواب های شیرین بردندکاش می توانستم خواب ...

همیشه در ریاضیات ضعیف بودمسالهاست دارم حساب میکنمچگونه من بع...

بین چقدر صمیمانه در تو حل شده ام“تو” قهوه می خوری و “من” از ...

همه عشق و علاقه دختر میشه تو حسودی کردنش فهمید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط