آهوی دلم گمشده در دشت وبیابان خراسان

آهوی دلم گمشده در دشت وبیابان خراسان
بر تور یکی خورد و گرفتار شد و صیاد هراسان

قلاده به گردن زده و خیس عرق شد تن آهو
یک باره نظر سمت خدا کرد چنین گفت یا ضامن آهو

تا بر نظرش لحظه ای آن خاطره یاد تو افتاد
در قاب دلش عکس رخ پنجره فولاد تو افتاد

با قطره اشکی گرده زد دل به دل پنجره فولاد
لرزید دلش پر شد از مهر خدا دامن صیاد

آهوی دلم گشته رها لیک در این دام تو افتاد
ایران سندی خورده به عالم که بر این نام تو افتاد

با نام تو این زمزمه خاک وطن شد مبارک
ای حیدر ایرانی ما باز تولد ؛ تولد مبارک
دیدگاه ها (۱)

1. 🐟🦋«ماهی با دریا خوشه، دریا کجاست؟آهو با صحرا خوشه، صحرا ک...

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟏نباید با دیدن زیبایش جا بخوره.به خودش قول...

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 ⊹˚₊𐙚🌷 ویو آت | فرودگاههشت سال...هش...

مستی شب میلاد تو ایراد نداردآهوی دلم بیم زِ صیاد نداردقصر هم...

کبوترم هوایی شدم ببین عجب گدایی شدمدعای مادرم بوده که منم ام...

دست بر سینه،سلامی و سپس اذن دخولگوشه صحن گوهر شاد دلم میخواه...

تا خورده گره دل به سر زلف تو هر سوزخمی زده بر قلب من از خنجر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط