{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آهوی دلم گمشده در دشت وبیابان خراسان

آهوی دلم گمشده در دشت وبیابان خراسان
بر تور یکی خورد و گرفتار شد و صیاد هراسان

قلاده به گردن زده و خیس عرق شد تن آهو
یک باره نظر سمت خدا کرد چنین گفت یا ضامن آهو

تا بر نظرش لحظه ای آن خاطره یاد تو افتاد
در قاب دلش عکس رخ پنجره فولاد تو افتاد

با قطره اشکی گرده زد دل به دل پنجره فولاد
لرزید دلش پر شد از مهر خدا دامن صیاد

آهوی دلم گشته رها لیک در این دام تو افتاد
ایران سندی خورده به عالم که بر این نام تو افتاد

با نام تو این زمزمه خاک وطن شد مبارک
ای حیدر ایرانی ما باز تولد ؛ تولد مبارک
دیدگاه ها (۱)

نمی از دریایِ عشقاز هـَـرچه که خواستم بنویسم ، قلمِ دل را ی...

شب جمعههوای گریه دارمکجایی یابن الزهرا تا بخوانیبه دنیا روضه...

دامان خود را باز کنامشب زمیناز آسمان بوی کرامت میرسدبهر قلوب...

چشم هایم رامن امشب می فرستمصحن اسماعیل طلاروبروی گنبد زرد و ...

#عید_غدیر#هجده_ذی_الجه#فقط_حیدر_امیر_المومنین_استشکر ایزد که...

سرنوشت تعیین شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط