{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او قبر مرا میکند و من نگران

او قبر مرا میکند و من نگران
زخمی شدن انگشت هایش بودم...
تف به روزگار تف
دیدگاه ها (۰)

میگن عشقی که به گریه رسیده باشه هیچ وقت دروغ نبودهمن برات خی...

خدا از اون خوابهایی که دیگه بیدار نشم و منو ببر پیش خودت....

مرا آتش زد و از من دوری کردکه نسوزد! لعنت لعنت لعنت

#واما‌بعد .. دلم تو را خواست !.. بعد از #باران .. بعد از رس...

او قبر مرا می کند،من نگران زخم شدن دستانش بودم...!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط