{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن قدر به تو نزدیک بودم

آن قدر به تو نزدیک بودم
که تو را ندیدم
در تاریکی خود، به تو لبخند می زنم
شکرانۀ روزهایی
که کنار تو
راه رفته ام.
دیدگاه ها (۲)

زندگی جیره مختصری استمثل یک فنجان چایو کنارش عشق استمثل یک ح...

جایش خالی خواهد ماند و جای خالی اش از همه آنها که هستند زیبا...

به خودت اهمیت بده و گرنه لابلای زندگی از بین میری و هیچکس ه...

به خودت اهمیت بده و گرنه لابلای زندگی از بین میری و هیچکس ه...

گاهی زندگی، آدم را آرام و بی‌صدا از کنارِ روزهایی عبور می‌ده...

آن‌قدر در می‌زنم این خانه راتا ببینم روی صاحب‌خانه را💔صلَّی‌...

.یک روزکه حال دلم بهتر شد،برای تمام روزهاییکه دوام آوردم،آرا...

۱.بعضیا فقط آیدل موردعلاقه‌ان،ولی میو یه حس خوبه که هر بار ا...

اندوه تمام نمی‌شود!تو آن قدر وسیع می‌شوی،که اندوه در تو گم م...

‌‌ *لبخند می‌زنم، اما روحـــــــم* *سال‌هاست که گریه می‌کند*...

لبخند می‌زنم تا سکوتِ درونم، گوشِ کسی را کر نکند…❤️‍🩹

می‌خواهمدر همه‌ى جزئيات وجودِ تو، بمانمدر عمق تاريکی‌در نزدي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط