{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"حسین جان"

"حسین جان"

همه ی حرف من اینست دراین دفتر خیس
نتوان خشکی لبهای تو را معنا کرد..
دیدگاه ها (۱)

حسين(ع) جان...بعد از لبت فرات به دردم نمي خورداصلاً نه ... ك...

رفتی سفر اصلا نگفتی دختر تودق می‌کند بعد از تو و آب آور توپا...

حكمت باران دراين ايام ميداني كه چيست؟آب و جارو ميشود بهر محر...

چه جمعه ها كه يك به يك غروب شد نيامدي...

با اجازه ی مادر سادات رخت عزای پسرش را نه از جان بلکه از تن ...

ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسینای دل بُریده از همه ی رنگ ها ...

ای خدای مهربانم…گاهی فقط دلم می‌خواهد با تو حرف بزنم، بی‌هیچ...

ای خدای مهربانم…گاهی فقط دلم می‌خواهد با تو حرف بزنم، بی‌هیچ...

«زهرا جان… تو هم مثل رقیه‌ی حسین (س)، با معصومیت کودکی‌ات دل...

بدون مکث ، براید استایل بغلت کرد و به سمت اتاق مشترکتون که ا...

دکو ی شرور

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

از تو شهرم قفس است ای همه آزادی منغم مرا هم‌نفس است ای تو هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط