Demon and angel

( part 7. )





اومدم بشینم که یهو منو کشید سمت خودش و منو نشوند روی پاهاش

+ هی چیکار میکنی
-آروم باش بابا ضایع بازی در نیار مثلا مت الان کاپلیم
+خب باشیم ربطی ند....
نزاشت حرفم تموم شه که دستش رو گذاشت رو لبام و گفت
-هی آروم باش امشب هرچی بگم باید قبول کنی
+باشه
+ببینم چرا میخواستی منو به عنوان کاپلت بیاری اینجا
-چون تنها دختری که کنارم هست تویی
+اهان
ویو ا/ت
وقتی فهمیدم تنها دختر کنارش منم خر ذوق شدم
خیلی خوش حال شدم ولی نباید از اون خوشم بیاد و وقتی روی پاهاش نشسته بودم میتونستم حتا از روی همون شلوار هم دیکش رو حس کنم

-خوبی؟ چیزی نیاز نداری؟؟
+نه مرسی
ویو نامجون
یه هو دیدیم دوستم اومد
(علامت هوسوک رو با *میزارم )
*سلاممممممم چطورییییی
-سلاممممم داداشم خوبی
*قربونت
-فدات شم
*ببینم بالاخره اعتراف کردی اره؟
-چیو
*به دختر عموت دیگه
-ام هممممم خفه عزیزم
+سلام خوشبختم
*سلام زن داداش
+عام (خجالت زده)
-راستی دوست دخترت کجاست
*اونجاس الان میگم بیاد
*یونا عزیزم بیا
+یوناااااااا؟؟؟؟
#سلام یونا هستم
+اینجا چ غلطی میکنی؟؟ ها جواب منو بده تو آخه تو چجوری دوست دختر هوسوکی ها؟؟؟؟
#بعدا برات توضیح میدم
+خیل خب
-راستی ا/ت امشب....




حمایت کنین همین امشب پارت بعدی رو بزارم
دیدگاه ها (۶)

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

سناریو سو پارت اخر

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

پارت ۷(بعد از اینکه جونگ کوک بیهوش میشه پنج دقیقه بعد به هوش...

only patient p8

سناریو سو پارت اخر

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط