سالیان سال صدفی بودم که دهانش بسته بود موجی خروشان مراازو
سالیان سال صدفی بودم که دهانش بسته بود موجی خروشان مراازوسط دریایی پرخروش به ساحلی ارام هدایت کرد دراثر تلاطم امواج دریادهانم بازشد مرواریدی که درونم پنهان داشتم نمایان شد من عاشق دره گران بهای درونم شده بودم نگذاشتم هیچی موجی اوراازمن جداکندهنوزکه هنوزاست دروجودم پنهان است من تنهابه ساحل نشسته ام وبه عشقم که دردرونم نهفته است زندگی میکنم من این مروارید درونی رابی نهایت دوست میدارم ونمی گذارم ازمن جداشود
H
H
- ۵۷۵
- ۳۰ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط