{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از نادان درس آموز می ترسم

من از نادان درس آموز می ترسم
من از دیوانه ای دلسوز می ترسم

نمی ترسم من از افتادن این درس
من از استاد ترس آموز می ترسم

نمی ترسم من از تاریکی شبها
من از شمع دروغ افروز می ترسم

نمی ترسم من از دشمن، خیالی نیست
من از هم سنگر مرموز می ترسم

نمی ترسم که غیری کینه می ورزد
من از یاران کین اندوز می ترسم

نمی ترسم من از عریانیم حتی
من از خیاط تهمت دوز می ترسم

نمی ترسم من از امروز و فردا هیچ
من از فردای بی امروز می ترسم.....


الی
دیدگاه ها (۸)

پادشاهی وزیری داشت که هر اتفاقی می افتادمیگفت:خیراست!روزی دس...

روزگار غریبی است ...نمکدان را که پر میکنی توجهی به ریختن نمک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط