{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طلوع میکند آن آفتاب پنهانی

طلوع میکند آن آفتاب پنهانی

ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

تو ای خلاصه ی غم های مانده در دل من

بیا که وارهم از این بغض های زندانی

تو ای رایحه ی تمام نرگسان روی زمین

بیا که این غم هجرت غمیست، طولانی

دوباره پلک دلم می پرد نشانه ی چیست؟

شنیده ام که میآید کسی به مهمانی

کسی که سبز تر است از هزار بار بهار

کسی , شگفت کسی آن چنان که میدانی

کسی که نقطه ی آغاز هر چه پرواز است

تویی که در سفر عشق خطّ پایانی

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند

بیا که صاف شود این هوای بارانی

تو از حوالی اقلیم هر کجا آباد

بیا که میرود این شهر رو به ویرانی

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق

بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی

سپیده می زند از مشرق زمین هر روز

نفس شماره زند پس چرا نمی آیی؟
دیدگاه ها (۱)

من همانم که شبی عشق به تاراجش بر...

ما تشنه عشقیم و شنیدیم که گفتند...رفعِ عطشِ ع...

﷽‌#مولای‌من🍂زمان زمان عجیبی ست، امتحان سخت استطی زمانه‌ی بی ...

پارت ۱۶خون جلوی چشم های اوبیتو را گرفته بود، زاویه دیدش تغیی...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط