همه میدانند همه میدانند
00:25 همه میدانند، همه میدانند
که من و تو
از آن روزنهی سرد و عبوس
باغ را دیدهایم
00:40 همه میترسند، همه میترسند
اما من و تو
به چراغ و آب آینه پیوستیم
و نترسیدیم....
01:50 ما حقیقت را در باغچه پیدا کردیم
در نگاه شرمآگین گلی گمنام
و بقا را در یک لحظهی نامحدود
که دو خورشید بههم خیره شدند
که من و تو
از آن روزنهی سرد و عبوس
باغ را دیدهایم
00:40 همه میترسند، همه میترسند
اما من و تو
به چراغ و آب آینه پیوستیم
و نترسیدیم....
01:50 ما حقیقت را در باغچه پیدا کردیم
در نگاه شرمآگین گلی گمنام
و بقا را در یک لحظهی نامحدود
که دو خورشید بههم خیره شدند
- ۵۸۲
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط